わびさび (wabi-sabi)
شیشه عطر روی زمین افتاد؛ هزار تیکه درخشان روی زمین پاشید، بوی عطر تو هوا پخش شد؛ تندتر، صادق تر، انگار آخرین حرف هاش رو بی پرده زد
این شیشه دیگه بی نقص نیست، اما زنده تر از قبل به نظر میرسه
شکستگیش داستان داره _ لحظه ای از غفلت، صدای کوتاهِ افتادن و بعد سکوت
حالا زمان روی اون امضا گذاشته
قبل از این فقط ظرفی برای نگه داشتن رایحه بود، اما حالا خودش به خاطره تبدیل شده؛
به یادآوری اینکه هیچ چیز ماندگار نیست...نه شیشه، نه عطر، نه حتی لحظه ای که در اون ایستادیم
در لبه های تیزش، نوری هست
در ریختن عطرش، رهایی
و در شکستنش، نوعی زیبایی خام و بی ادعا
فلسفه ای که به ما یاد میده زیبایی همیشه در کمال نیست،
بلکه در سادگی، نقص و گذرا بودن نهفتست
ما رو دعوت میکنه که جهان رو از زاویه ای متفاوت ببینیم
نه برای اون چیزی که کامله، بلکه برای چیزی که طبیعی و واقعیه
یه لیوان سرامیکی ترک خورده ارزشمنده، یه برگ پاییزی روی زمین، یه دیوار فرسوده، یا حتی یه روز خاکستری زمستون، موهای سفید... همه حامل زیبایین، چون هرکدوم نشانه ای از زندگی و گذر زمان دارن
این فلسفه نه فقط در هنر و دکوراسیون، بلکه در زندگی روزمره هم به کار میاد
وابی سابی به ما یادآوری میکنه که لازم نیست خودمون یا اطرافمون کامل باشه تا زیبا و ارزشمند باشه
گاهی آرامش تو همین لحظات ساده و خاموش زندگی پیدا میشه: یه لیوان قهوه در سکوت صبح، صدای بارون روی پنجره، یا لبخند کوچک یه بچه
وابی سابی یعنی پذیرفتن گذرا بودن زندگی، ستایش سادگی و دیدن زیبایی در هر چیز طبیعی، حتی در چیزایی که به نظر ناقص میان
زندگی، مثل یه ظرف سرامیکی دست سازه؛
پر از خطوط و ترکای کوچیک، و همین خطوط، داستان ما رو زیباتر میکنن
ضرر مالی و گریه... 😂😭
ولی عکسی که ازش گرفتم هنری نیست؟ (باید بگین هست!)
دور از شوخی
تمام زندگی پر از این نقص ها و زیبایی هاست
شکست و ردی از خودش برای همیشه به جا نذاشت ولی در همون لحظه زیبا بود و خاطره شد
