به نام مهربان ترین مهربانان
خدایا شکرت 3>
خدایا شکرت 3>
هایی خیلی خوش اومدین ^^
امیدورام عالی باشین!
سوالی دارین؟ بفرمایین :>
اینجارو اختصاص میدم به معرفی اهنگ، فیلم و سریال، مستند، پادکست،...
شماهم حتما شریک باشین تو معرفی ها خوشحال میشم D: حتما معرفی های شماهم تو پست قرار میدم :>
روی keep reading بزنین معرفی ها شروع میشن
حتما معرفی های شماهم تو پست قرار میدم :>
یه بخش جدید برای تحلیل لریکس موزیک ها :>
این پست برای همه شماست :>
صبح بلند شدم
اتاقمو مرتب کردم
حاضر شدیم و ساعت 9 رفتیم پارک جنگلی
تا ساعت 6 بعد از ظهر اونجا بودیم
از اونجایی که عاشق جنب و جوشیم همش در حال بالا و پایین اومدن از تپه ها بودیم
البته اگه یکی هی ضدحال نمیزد بگه دیگه داره 20 سالمون میشه این کارا چیه
ناهارو خوردیم و اسم فامیلم بازی کردیم که اکثرا تو این جمع در واقع دو نفرن که دارن باهم رقابت میکنن و ما معمولا امتیازی نمیاریم :>
دم اخری وسطی هم بازی کردیم که من حریفی تو این بازی ندارم
بعد تصمیم گرفتیم شبش بریم ارم
قبلش اومدیم بریم چیتگر جای پارک نبود
اول با ماشین رفتیم سمت لونای 2 و 3 اونجا ترن و فریزبی سوار شدیم
بعدش رفتیم لونای 1 برای امتحان ستاره گردان
قبلش خب خیلی مردد بودیم و دیگه سوار شدیم
انقدررر حال داد همون موقع گفتیم یه بار دیگه
بعد رفتیم برای خرید شام
پروتئینی پیدا نمیشد و تا صادقیه رفتیم
بعد برگشتیم ارم دوباره و همه از شدت خستگی افتادیم
یکی از بچه ها بندری رو درست کرد و هممونو بیدار کرد
بعد غذا بلند شدیم تو محوطه یه ذره فوتبال بازی کردیم
جالب بود پسرای غریبه اگه توپ میرفت سمتشون یه تیکه از بازی رو ادامه میدادن :)
با خستگی بسیارر زیاد ساعت 1 شب از ارم راه افتادیم به سمت خونه
20 دقیقه بعد رسیدیم خونه و تا سرمونو گذاشتیم زمین خوابمون برد
که بسیار به خاطراتم شبیه است!
نمیدونم تو این بلاگم قبلا درموردش صحبت کردم یا تو اون یکی
ولی خب دوست دارم درمورد کالکشناتون بدونم :>
من خودم کالکشن انواع لگو، مینیمال استاف (چیزای کوچولو و مینیمال)، عروسکای گیمای مختلف مثل ماین کرفت/ امانگ اس رو دارمم
عاشق تکمیل این کالکشن هام هستم
شما از کلکسیوناتون بگین :>>>
وقتایی که ناراحتم فقط دوست دارم بخوابم
مهم نیست حتی اگه یه ذره هم خسته نباشم
دیشب نزدیک ساعت 1 شب وقتی داشتم کارامو انجام میدادم
یهو همه چی متوقف شد
نفس کشیدن سخت شد
به خودم اومدم دیدم نمیتونم جلوی گریه کردنمو بگیرم
با صدای بلند بدون وقفه چندین دقیقه گریه کردم
هی میگفتن خب چی شده؟ از چی ناراحتی؟؟
واقعا جوابی براش نداشتم یا بهتره بگم جواب این سوال انتها نداشت... خیلی چیزا بود البته نه مشکلات و اتفاقات بزرگ
قطعا متوجهید چی میگم
توی اهنگ Nothing Breaks Like a Heart
میاد میگه این دنیا نمیتونه بهت اسیبی بزنه ...
This world can't hurt you
Cuts you deep and leaves a scar
Things fall apart, nothing breaks like a heart
باید بگم اشتباهه دنیا اسیبشو بهت میزنه!
همه اسیب میبینن ولی باید دووم اورد دیگه نه؟
این اهنگ میگه زندگی عمیق زخمیت میکنه و جاش میمونه
همه چیز بهم میریزه
هیچ چیزی هم به جز قلب نمیتونه بشکنه
این پست واقعا از بیرون درهم به نظر میرسه
یجورایی متنایی نوشتم که باهم نمیخونن؟
ولی خب از نگاه من اینطور نیست...
ما اکثر عیدا ماهی قرمز نمیگیریم
عید پارسال داییم ماهی داد بهم
قسمت شد عید امسالم تو سفره هفت سین بودن :>
اسم این دوتا بچه من «گلی» و «گیسو»
داشتن این دوتا گوگولی باعث شد دلم بخواد اکواریوم بخرم برا اتاقم ^^
از برنامه های تو سرتون بگین
از تغییراتی که میخواین امسال به عادت هاتون تبدیلشون کنین
از اهدافی که امسال باید بهش برسین
از حذفیات زندگیتون
آرزو میکنم این همون بهاری باشه که درختِ آرزوهاتون جَوونهِ میزنه :)
خب خب خب امروز 29 اسفنده سال 1403
بیاین بگین از اتفاقای خوب و بدی که براتون افتاده و راجع بهش صحبت کنیم
تمام اشک ها و لبخند هاتون :)))
دستاوردهاتون، اشنایی های جدیدتون و هر اتفاقی که جالبه
خوشحال میشم
منم تو یه پست خلاصه سال 403 خودم رو می نویسم
از شانس امروز 3 تا ازمون دارم ...